|
حرف آخرت همين بود برو از تو آرزوهام هيچ نخواستي که بفهمي بي تو من تنهاي تنهام خط زدي عشق و از چشمات خط خطي شدن شبامون خورشيد و از من گرفتي دور شدن از هم دلامون من به دنبال تو گشتم در به در تو کوچه گريون تو ولي تهايي رفتي من شدم حيرون حيرون تو منو هرگز نديدي من واست يه ناشناسم تو پي رفتن از اينجا من هميشه در هراسم ديگه طاقتي ندارم ديگه يخ زدم بي دستات ديگه من اميد ندارم به سحرو جادوي چشمات + 1 Jul 2008ساعت توسط |
|