تبليغاتX
پائیززاد

 

حرف آخرت همين بود

برو از تو آرزوهام

هيچ نخواستي که بفهمي

بي تو من تنهاي تنهام

خط زدي عشق و از چشمات

خط خطي شدن شبامون

خورشيد و از من گرفتي

دور شدن از هم دلامون

من به دنبال تو گشتم

در به در تو کوچه گريون

تو ولي تهايي رفتي

من شدم حيرون حيرون

تو منو هرگز نديدي

من واست يه ناشناسم

تو پي رفتن از اينجا

من هميشه در هراسم

ديگه طاقتي ندارم

ديگه يخ زدم بي دستات

ديگه من اميد ندارم

به سحرو جادوي چشمات

 

+ 1 Jul 2008ساعت توسط | 

 

 

Blog Links X
 

HOMEPAGE

EMAIL



ARCHIVE

 

تیر 1387
خرداد 1387


 

Link

 

بازنده ی مادرزاد
بانوی باران :مونا
یادداشتهای هسته ی یک سلول
نون و پنیر و آجر
پارک بقی
مصلوب
یک فنجان زندگی
جزیره
مردی که مرده بود
مراقبه
آخرین یرگ
پشت این پنجره ها
حرف آخر
دیوار گوش کن
غوغای خاموش
بانوی تو
اشكها و لبخندها
کلاغ زرد


  RSS